روز مباهله

روز مباهله، روز جهانی اهل بیت مبارک!

بیست وچهارم ذیحجه، روز مباهله پیامبر اسلام با نصارای نجران، روزی که اسلام ناب با تمام حقیقتش، روبه روی هرگونه کفر و شرک ایستاد و یقین قلب های آل کسا، میدان دار عرصه مباهله گشت، گرامی باد!

مباهله یعنی واقعیت اسلام؛ دینی که دو رویِ درخشان دارد: آنجا که مردمان، حق پذیر باشند و قلب ها در مسیر حقیقت طلبی، دلیل و حجت قاطع اقامه می کند و آنجا که لجاجت و الحاد در سینه ها لانه کند، در مقابل انحراف و پلیدی قد علم می کند.

مباهله، داستان فضیلت اهل بیت رسول است؛ آنجا که خدا فرمان داد تنها زنان و فرزندان و جان هایتان را به میدان بیاورید؛ با رسول خدا(ص) تنها فاطمه(س) و حسن و حسین(ع) ماندند و علی(ع)!

مباهله، مایه مباهات مسلمین است. داستان عظمت دینی است که در قلب های مسلمانان به بار خواهد نشست.

مباهله، شکوهِ اسلام است که خدا آن را کامل ترین دین برای بشر، پسندیده است.

مبارک باد روز عظیم مباهله؛ روزی که به یُمن ایمان نابِ رسول خدا و اهل بیتش(ع) مسلمین مفتخر شدند و شرک به زانو درآمد!

تاریخ هنوز شکوه روز مباهله را بر صفحه دلش تازه می بیند؛ زیرا امروز هم اسلام، ایستاده است برای محکِ حقیقت، برای آنکه چهره درخشان و منطق بی مانندش، حریفان پرخدعه و جاهلان لجوج را از عرصه خارج کند و نسیم جان بخش ایمان را در هوایِ دم کرده فرقه های منحرف، بپراک

مديريت زنگ تفريح

زنگ تفریح هم فرصتی برای استراحت و رفع خستگی کودکان و نوجوانان و هم مهمترین وسیله اجتماعی شدن آنان به شمار می رود و تجربیاتی که دانش آموزان در زنگ تفریح به دست می آورند می تواند در نگرش آنان نسبت به خود مدرسه و تحصیل اثر بگذارد بنابراین زنگ تفریح فرصتی است تا دانش آموزان گروههای سنی مختلف ضمن بازی گروهی با هم دوست شوند و به قول "بلاچفورد" «شبکه های مهم اجتماعی را در مدرسه ایجاد کنند» نقش معاون یا ناظم مدرسه در مدیریت زنگ تفریح کاملا برجسته است او معمولابا وضع مقرراتی که غالبا برای دانش آموزان توجیه نشده است مانند توپ نیاورید، کش بازی نکنید، روی زمین خط نکشید و ... سعی می کند از تصادم و درگیری دانش آموزان و بروز خشونت های اجتماعی آنان به یکدیگر جلوگیری کند.

بنابراین دوستی هایی که در زنگ تفریح پایه گذاری می شود در طول زندگی برای فرد ارزشمند خواهد بود و طبیعتا در مقابل نکات مثبت زنگ تفریح و اثرات مهم اجتماعی آن در مواقعی نیز کودکان و نوجوانان رفتاریهای منفی از قبیل سر به سر یکدیگر گذاشتن، اذیت کردن و کتک کاری از خود نشان می دهند که این امر به خصوص در مدارس پسرانه بیشتر مشهود است.

در مدیریت زنگ تفریح دو دیدگاه مطرح است:

1ـ دیدگاه مداخله گر    2ـ دیدگاه غیر مداخله گر

دیدگاه مداخله گر معتقد به مدیریت مستقیم رفتار دانش آموزان در زنگ تفریح، ایجاد تغییراتی در حیاط و زمین مدرسه و آموزش بازی های سالم و بی خطر است. انتقاد وارد به این دیدگاه این است که با این نوع مدیریت آزادی دانش آموزان و فعالیت های خود به خود آنان که از نظر اجتماعی مفید است محدود می شود.

اما، دیدگاه دوم که مداخله گر است معتقد است که دانش آموزان در زنگ تفریح باید کاملا آزاد باشند تا بتوانند به فعالیت ها و بازی های مورد علاقه خود بپردازند. دنباله روی این دیدگاه ممکن است در مواردی به رشد فرهنگ ضد مدرسه منجر شود. استفاده از آزادی منجر می شود که این امر می تواند به خصوص اثر مخربی بر یادگیری دانش آموزان داشته باشد با توجه به زمان کم زنگ تفریح در مدارس این زنگ می تواند اثرات بسیاری در بالا بردن روحیه دانش آموزان داشته باشد و این هدف زمانی محقق می شود که از یک پشتوانه قوی مدیریتی برخوردار باشد.

به طور خلاصه لازمه مدیریت صحیح زنگ تفریح اتخاذ سیاست کلی انضباطی با مشارکت همه عوامل ذینفع در مدرسه است.

همان طور که اشاره شد نمی توان  انتظار داشت که رفتار دانش آموز پرخاشگر در حیاط مدرسه بدون توجه به شرایط کلاس، نحوه پذیرش او در گروه، رابطه وی با همسالان و شرایط خانوادگی تشخیص داده شود و با اقدامات تنبیهی و تشویقی رفتار نامناسب ریشه کن گردد راه حل مشکل، مداخله در سطوح مختلف و توجه به جنبه های زندگی در مدرسه است.

علاوه بر رهبری قوی و مثبت مدیر و کادر آموزشی، جو و روحیه ای در مدرسه باید باشد که مشوق اهداف و ارزشهای مشترک بین دانش آموزان، معلمان و اولیاء باشد.

داشتن انتظار بالا از دانش آموزان، مشارکت دادن آنان در زندگی و امور مدرسه، برقراری نظام تشویقی برای کسب موفقیت، تمرکز بر پیشرفت تحصیلی و رفتاری و ایجاد محیط فیزیکی جذاب از عوامل دیگری است که می تواند ضامن موفقیت مدرسه در زمینه های مختلف به خصوص رفتاری باشد در پایان نیز باید به این مطلب اشاره نمود که مشابه زنگ تفریح در مدارس ایران بسیاری دیگر از جنبه های زندگی در مدرسه نیازمند توجه به تجدید نظر است و این تجدید نظر باید با همکاری و هم فکری مسئولان آموزش و پرورش، معلمان و به خصوص دانش آموزان و اولیاء آنان انجام گیرد.

فلسفه آموزش وپرورش

آموزش همانا سپردن دانستنی ها به دیگران است.

 و دانستنی ها تنها آن گاه سودمندند که به کارآیند؛ و آموزش آن گاه به کار می آید که زمینه ای برای پدید آمدن تغییری در نوآموز گردد چنان که او را به انجام کارهایی توانا سازد.

     با آنکه تلقین و تکرار نیز گونه ای روش آموزش است، ولی از آن جا که نه تنها زمینه ای برای پدید آمدن توانایی و نوآوری نیست، بلکه حتی وسیله ای است برای محدود کردن آن، از معنی درست آموزش، بس به دور است.

     آموزش راهی است که مقصد آن پدیدآوردن دگرگونی و تحول است. آموزش حقیقی برای آن است که توانایی فهمیدن به کار آید و نوآموز با یافتن پیوند دانستنی ها،  به فهم قانون ها و قاعده ها برسد.

 

پرورش چیست؟

     پرورش همانا شکوفاندن و به کار آوردن توانایی های درونی و استعدادهای طبیعی فرد است. آن گاه می توانیم از پرورش سخن بگوییم که به طبیعت درونی و توانایی های نهان پرورش یابنده، اهمیت بدهیم. از این رو در کار پرورش همواره طبیعت و نیروی درونی است که باید اصل شمرده شود.

 

بارآوردن چیست؟

     بارآوردن مفهومی است برای پدیدآوردن دگرگونی های معینی که ما آن را هدف می شماریم. یعنی در بار آوردن طبیعت درونی به هیچ رو چون بنیاد و اصلی که باید از آن پیروی کرد، نگریسته نمی شود. از این جاست که چه بسا میان طبیعت از یک سو، و هدف های تعیین شده از سوی دیگر، ناسازگاری هایی نمایان می شود و کار آموزش و پرورش به شکل ستیزه با طبیعت در می آید. همین چگونگی بنیاد سخت گیری هایی است که بسا به بیزاری و حتی سرکشی می انجامد.

     بارآوردن کاری است که بیشتر با فرمان دادن، تحمیل کردن، شکل دادن، پدید آوردن عادت ها و در نتیجه با محدود کردن فعالیت آزاد طبیعی همراه است؛ و روش آن بیش از هرچیز، تلقین و تکرار و نیز واداشتن و بازداشتن است.

     از همین رو، آموزشی نیز که زمینه ی پرورش است، با آموزشی که در خدمت بار آوردن است، تفاوت آشکار دارد. تفاوت این دو را باید بیش از هر چیز از یک سو، در تکیه بر فعالیت آزاد و یا در تکیه بر اطاعت بی چون و چرا دانست؛ و از سوی دیگر، در احترام به طبیعت آدمی، و یا نادیده گرفتن آن.

 

تربیت چیست؟

     آن گاه می توانیم به راستی از تربیت انسان سخن بگوییم؛ که به گوهر انسانی و ارزش هایی که او را از دیگر جانوران متمایز و ممتاز می کند، رو نماییم. یعنی او را از حد آدمی زاده  -  چون مفهومی بیولوژیک  -  به سوی انسان  -  چون آرمان یعنی آن چه باید بود  -  و به سوی ارزش ها بکشانیم. کشاندن به سوی ارزش ها معنی حقیقی تربیت انسانی است. پس تفاوت تربیت و بار آوردن در تکیه ی آن است بر فهمیدن، پذیرفتن و آن گاه گرویدن آزادانه؛ و حال آن که در بار آوردن، تکیه نه بر فهم بلکه بر ایجاد عادت ها و واداشتن به کارهای مشخص است. از این رو حتی اگر هدف های بار آوردن نه نادرست و ناروا، بلکه درست و پذیرفتنی نیز باشد، از آن جا که تکیه گاه آن فهم و اندیشه نیست و روش آن همانا تلقین و تکرار و واداشتن و بازداشتن است، از معنای والای تربیت، به دور است.

     جهان انسان، جهان ارزش هاست. و تربیت، چون روندی که آدمی را به مقام برخورداری از فرهنگ می رساند، همانا راهی است برای گذر از قلمرو زیست حیوانی به سپهر زندگانی انسانی. ان چه انسان را از دیگر جانوران متمایز و ممتاز می کند، امکان دست یابی اوست به فرهنگ و فرهنگ  -  که در روش های پذیرفته شده و به کار بسته شده است  -  در جلوه هایی چون دین، عرفان، ادب، هنر زیبا، آداب، اخلاق، علم و فلسفه نمایان شده است.

     بستگی و وابستگی تربیت انسانی، با فرهنگ و ارزش ها، یک بستگی لازم و ناگسستنی است و همین نکته است که تفاوت بنیادی تربیت انسان و حیوان را آشکار می سازد.

     پس تربیت همانا کشاندن آدمی است به سوی ارزش های والای انسانی، چنان که آن ارزش ها را بفهمدف بپذیرد، دوست بدارد و به کار اورد. انسانی که به این مقام دست یابد، چه بسا که به گزینش ارزش ها خواهد پرداخت و راهنما و تربیت کننده ی خویش خواهد شد. و این برترین معنای تربیت است که همانا روکردن آزادانه و آگاهانه است به ارزش ها.

     جامعه نیز، تنها آن گاه در راه تکامل خواهد بود که به ارزش های حقیقی رو کند؛ و هرگاه همتش سستی گیرد و از ارزش های راستین روی برتابد و دل بسته ی ارزش های دروغین شود، رو به نابودی خواهد رفت. از همین روست که می توان گفت: با آن که تنها بخش کوچکی از شرایط اجتماعی را می توان به فرمان در آورد یعنی کنترل و برنامه ریزی کرد، با این همه، بزرگ ترین وظیفه ی زمام داران هر جامعه، فراهم آوردن شرایط اجتماعی به گونه ایست که زمینه ای باشد برای امکان شکوفایی و توانایی ها و تکامل معنوی جامعه، یعنی روکردن به ارزش های انسانی.

 

برگرفته از کتاب نگاهی به فلسفه آموزش و پرورش نوشته ی دکتر نقیب زاده


بازدیدازمحل پرورش ماهی خاویاردرمنطقه کویر

بازدیدازقلعه تاریخی مرنجاب ودریاچه نمک

بازدیدازاماکن تاریخی ویگل باحضوراعضای انجمن ،هلال احمرواولیاء

بازدیدازمرکزبهداشت فاطمیه(س)

دعوت ازآقای زاهری باحضورپدران

حضوردرراهپیمایی روزسیزده آبان وروزدانش آموز

هفته بزرگداشت بسیج دانش آموزی

پذیرایی باپخت آش باهمکاری  اعضای شورای دانش آموزی

برنامه دومینو

فعالیت های هفته پیوندوبهداشت روان باحضورآقای آقائیان- اعضای انجمن واولیا

صرف صبحانه

فعالیت هی مربوط به هفته پیوندوبهداشت روان

بررسی اثربخشی نماز درارتقای بهداشت خانواده

بررسی اثر بخشی نماز در ارتقای بهداشت روان خانواده ها

   طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت، حالت تندرستی کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است و نه صرفاً فقدان ضعف یا بیماری. از دیدگاه الگوی زیستی، روانی و اجتماعی سلامت چیزی است که فرد از طریق توجه به نیازهای زیست شناختی، روحی، روانی و اجتماعی آن را به دست می آورد. امروزه بر همگان روشن است که تأمین نیازهای روانی و عاطفی در گرو معنویت و دین نهفته است.

    انسان ها به آرامش و سلامت روانی نیاز دارند، زیرا در سایه آرامش می توانند به رشد و کمال، اهداف عالی و سجایای اخلاقی برسند. از سویی دیگر، سلامت روانی در گرو جلوگیری از علل و عوامل شرایط تنش زا نهفته است. به یقین می توان گفت آرامش روانی و عاطفی مهم ترین نیاز روزافزون همه انسان ها در گستره جهان است. زیرا غالب افراد در دنیای امروز به ویژه در غرب از ناامنی روانی، اضطراب و افسردگی رنج می برند و اگر انسان در پی درمان واقعی خویش است باید خودفریبی نکرده و در پی راه حل های بیهوده نباشد. اگر به ریشه های بیماری های روانی جامعه دقت کنیم، به یکی از علل آن یعنی ضعیف بودن ارتباط انسان ها با خدا می رسیم.   

    اکنون دیدگاه «زیستی، روانی و اجتماعی» دیدگاه نظری برجسته ای است که فرض اساسی آن تأثیر متقابل عوامل زیست شناختی، روان شناختی، معنوی و اجتماعی در تعیین سلامت و بیماری است. این الگو، محور زمینه روبه رشد روان شناسی سلامت و دین است که بر مراقبت از سلامت با تأکید بر انجام فرایض دینی نظیر نماز و ارتقای آن تمرکز کرده است.

 

    اجرای عوامل و فرایض دینی از جمله نماز علاوه بر این که احساسات معنوی انسان را تحریک می کند موجب کاهش ناملایمات و ناراحتی های روزمره می شود. به طور کلی زمانی سطح سلامت در یک خانواده بالاو بهینه است که همه ابعاد سلامت یکپارچه اند و با هم کار می کنند. بدین ترتیب محیط شخصی (کار، خانواده و اجتماع) و ابعاد معنوی، جسمانی، هوشی و اجتماعی برای ایجاد تعادل، با یکدیگر هماهنگ می شوند.

        نماز یک روش زندگی و سیره فراگیری است که اخلاق، ارزش ها و فضایل رفتاری را دربرمی گیرد. از این طریق است که فرد مؤمن به نماز با برون ریزی هیجانی خود و با تخلیه از همه ناپاکی ها و افکار منفی گام به سوی پالایش روانی خود برمی دارد. پالایش روانی یک نتیجه مشخص دارد و آن سلامت روحی و روانی فرد است. این جهت گیری معنوی می تواند آثار گسترده ای در وحدت دادن به شاکله خانواده داشته باشد.

    نتایج تحقیقات فراوان نشان می دهد که انجام اعمال و فرایض دینی در کاهش تنش ها و تأملات روزمره و تأمین سلامت و بهداشت روانی افراد مؤثر است.

می دانیم هر انسانی با هر مسلکی در هنگام بروز مشکلات روزمره رابطه خود و خدا را تقویت می کند در مطالعه که از سوی پارگامنت انجام شد، نتایج نشان داد دین نقش مهمی در رویارویی با مشکلات روزمره دارد و می تواند اثرات بحران های شدید زندگی را تعدیل کند.  از نظر وی افراد متدین برای مقابله با مشکلات به خوبی از دین و فرایض دینی استفاده می کنند. پس مهمترین تأثیری که دین برای مقابله با مشکلات دارد، نقش آن در کاهش فشار روانی و تأمین سلامت روانی خانواده ها است.    امروزه بسیاری از روان شناسان دریافته اند که دعا، نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین، اضطراب، افسردگی، نگرانی، تشویق و ترس را که زمینه ساز بسیاری از بیماری هاست برطرف می کند: «الابذکر الله تطمئن القلوب».

    کلمه نماز نشان می دهد که رابطه ای میان انسان و پروردگارش وجوددارد. وقوف خاشعانه و خاضعانه انسان در نماز، در برابر خداوند متعال به او نیرویی معنوی می بخشد که حس صفای روحی و آرامش قلبی، امنیت روانی وسلامت روانی را در او پدید می آورد.

    از آن جا که انسان در نماز با همه اعضای بدن و حواس خود متوجه خدا می شود و از همه اشتغالات و مشکلات زندگی روی برمی گرداند. به هیچ چیز جز خدا و آیات قرآن که در نماز به زبان می آورد فکر نمی کند.

    همین حالت روی گردانی کامل از مشکلات زندگی و نیندیشیدن به آن در میان نماز موجب آرامش روان و سلامت روانی می شود.

        توماس هاسلیوپ  پزشک معروف هلندی در این باره می گوید: «مهم ترین جواب آرام بخش که من در طول سال های متمادی تجربه و مهارتم در مسائل روانی به آن پی بردم، همین نماز است.

    من به عنوان یک پزشک می گویم مهم ترین وسیله در آرامش روان که ضامن از بین بردن تنش ها و اضطراب ها و افسردگی های روزمره است و من تا کنون شناخته ام نماز است.»

    حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی ناشی از نماز انسان را از اضطراب و افسردگی که بیماران روانی همواره از آن رنج می برند رها می کند. زیرا چنین حالت هایی عموماً تا مدتی پس ازنماز در انسان باقی می ماند و ادامه می یابد.

    تأثیر مهم نماز در کاهش اضطراب، افسردگی بیماران روانی و ایجاد سلامت روانی، شبیه تأثیر روان درمانی برخی از روان درمان گران معاصر برای درمان اضطراب و افسردگی بیماران روانی است. روان درمانگران معاصر از جمله ژوزف و لپه برای درمان اضطراب و افسردگی از روشی استفاده می کنند که به (منع متقابل) معروف است و به نام درمان از طریق آرام سازی مشهور است.

    در این روش درمان گر می کوشد میان موارد اضطراب انگیز و واکنش مخالف اضطراب یعنی همان حالت آرامش روان، رابطه ایجاد کند.

            تحقیقات متعدد روان شناسان نشان می دهد که حالت روانی انسان با آشکار کردن مشکلات در حضور یک دوست صمیمی یا درمان گر رو به بهبود می رود.

    حال تصور کنید که همین انسان اگر مشکلات خود را با خدا بازگو کند و پس از نماز به مناجات با پروردگار و دعا به درگاه او طلب یاری بپردازد، حالت روانی او تا چه اندازه بهبود پیدا می کند. ملاحظه می شود که همان نتیجه ای که در یک روان درمانی مؤثر و موفق حاصل می شود، از نماز نیز به دست می آید، زیرا آن احساس امنیت و رهایی از اضطراب را که نماز در انسان ایجاد می کند، موجب آزاد شدن نیروی روانی او می شود که این آزادی ضامن ایجاد سلامت روان است. نیرویی که قبلاً در زنجیرهای اضطراب، نگرانی و افسردگی، مقید و زندانی بود.

    در نتیجه انسان حالت نشاط و طراوت را در همه وجودش احساس می کند. همین رابطه معنوی انسان با پروردگار در طول نماز و دریافت نوعی فیض الهی یا بارقه روانی از خداوند متعال، موجب رهایی نیروهای معنوی مستقر در انسان می شود و عزمش را جزم، اراده اش را قوی و همتش را بلند می کند.و برای پذیرش علم و معرفت آماده تر و برای انجام کارهای بزرگ تواناتر می شود.

    پزشک فرانسوی، الکسیس کارل ثابت کرد نماز موجب سلامت و نشاط روانی و معنوی مشخصی در خانواده ها می شود و همین حالت است که احتمالاً منجر به شفای سریع برخی از بیماران در زیارتگاه ها و معابد می شود. سیرل بوت نظریه ویلیام جیمز را درباره تأثیر نماز مورد تأکید قرار داده و گفته است: (ما به واسطه نماز وارد انبار بزرگی از نشاط عقلانی و سلامت روانی می شویم که در شرایط عادی یارای وصول به آن نیست).

 

راهکارهایی برای افزایش مهارت نوشتن یادرست نویسی

راهكارهايي براي افزايش مهارت نوشتن يا درست نويسي

1-   رونويسي دانش آموزان ازمطالبي كه به آنها علاقه دارند.

2-   خواندن برنامه اي وهدفدار         

3- بازنويسي با ايجاد تغييرات جزيي

4- نوشتن اگاهانه ازروي حافظه

5-  نوشتن خودبه خودي وبدون تلاش فكري(تمرين هر چه مي خواهي بنويس)

راهبردهايي براي تقويت درست نويسي(هدف املا)

1-   انجام تمرينات تقويت شنيداري(حافظه ي صوتي)

2-  انجام تمرينات ديداري(حافظه ي بصري)

3- بهره گيري ازروش چند حسي(ديدن.شنيدن.لامسه.فهم كلمه.اداي كلمه وتصوير كلمه).انگشت نويسي درفضا.كارت هاي مخصوص نوشتن.گروه نويسي.ببين وبنويس.لغت نامه ي دانش آموز.نوشتن نفربه نفر.

روش آموزش وافزايش مهارت درست نويسي(فرنالد)

1-   دادن اطمينان به دانش آموزان دراين باره كه اين روش موفقيتش راتضمين مي كند(اثررواني مثبت)

2-  انتخاب كلمه اي توسط دانش آموز(براساس علاقه ي دانش آموز)

3- نوشتن كلمه توسط معلم روي كارتي10در15سانتي متري مقابل چشم دانش آموزوتلفظ كلمه توسط معلّم.

4- ردگيري انگشتي توسط دانش آموزان .تلفظ كلمه ونوشتن آن توسط دانش آموزان روي كاغذبه صورت فردي.

انواع املاهاي قابل اجرا دركلاس رابراي پربارتركردن اين درس.وايجادرقابت وانگيزه ي سالم دردانش آموزان.

1-               كارتي:

معلم دانش آموزان راگروه بندي ميكندوبه هرگروه يك كارت كلمه مي دهد.دراين كارت كلمات زيادي نوشته شده اند كه ارزش املايي دارند.پس از مدت زمان مشخص.معلم كارتهاراجمع مي كند.سپس از گروه هامي خواهد.هرچه رادرذهن دارند داخل دفتراملاي گروهي بنويسند.درپايان يك نفر به نمايند گي ازگروه.كلمات نوشته شده دردفتررابلندمي خواند.

2-               رقابتي:

فراگيران رابه چند گروه تقسيم مي كنيم وازآنهامي خواهيم درهرگروه اشكالات املايي خودرادرنظربگيرند.سپس با آن كلمات يك متن املا تهيه كنند.هر گروهي كه زودترمتن راآماده سازد نماينده اي تعيين مي كند تا متن را براي تمام دانش آموزان بگويد.

 

3-بي صدا:

اين نوع املارابه صورت لب خواني(كتابها)ياباصداي بسيارپايين براي دانش آموزان مي خوانيم.لازم به ذكراست كه متن املا بايد كوتاه باشد.

4-تصويري:

چندتصوير ازكلماتي كه ارزش املايي دارند را روي تخته مي چسبانيم وازدانش آموزان مي خواهيم در مدت معين شده نام آن تصاوير را دردفترشان بنويسند.بااين روش.ضمن اين كه در مي يابيم دانش آموزان نام ومعني كدام يك ازشكل ها رانمي دانند متوجه مي شويم كه آن ها درنوشتن كدام حرف يا كلمه مشكل دارند.

5-پركردني:

معلّم باهمكاري دانش آموزان يك كلمه ي مشكل درس راانتخاب مي كند .سپس به تعداد حروف آن كلمه يك جدول روي تخته مي كشد.بعدازبچه هامي خواهدكه حرفي رابه صورت تصادفي بگويند.اگرحرف گفته شده درجدول جاي داشت.يك امتياز به فراگيرمي دهدوحرف رادرجاي مناسبش مي نويسداين روش ادامه مي يابدتاجدول كامل شود.

6-پنهان:

     به شكل جاي خالي اجرا مي شود.ابتداجمله اي روي تخته مي نويسيم كه درآن جاي يك كلمه خالي است.سپس چندتصويركنارجاي خالي مي چسبانيم.دانش آموزان بايد نام تصوير مناسب رادرجاي خالي بنويسند.

7-املاي ذهني:

معلم ازچندروز قبل به فراگيران مي گويد بخشي ازدرس رابخوانند.سپس درساعت املاازآن ها مي خواهديك بارديگرمتن رابادقت بخوانندودرنهايت كتاب ها راببندند.حالا فراگيران بايد هرچه رادرذهن دارند.بارعايت تمام علايم ونشانه ها.دردفترشان بنويسند.متن انتخابي.بايدبسياركوتاه باشد.

8-كامل كردني:

ابتدامتن راتهيه وپس ازتكثيربه تعداددانش آموزان آن رادراختيارآن ها قرارمي دهيم(دراين متن كلماتي راكه ارزش املايي دارند.نمي نويسيم وجايشان راخالي مي گذاريم)سپس ازبچه ها مي خواهيم

به متني كه دراختياردارند بادقت نگاه كنند وهنگام قرايت متن توسط معلم.فقط جاهاي خالي راپركنند.

9--تركيبي: بعدازاين كه دانش آموزان دوياچند درس راخواندند .مي توانند براساس كلمات آن درس ها جمله هاي جديدي بسازند وآن هارا به دانش آموزان املابگويند

-راهبردهاي ديگري هم براي رفع ضعف املايي فراگيران وجوددارد:

ازجمله انتخاب متن هاي خنده داروفكاهي كمك زيادي دررفع اين مشكل مي نمايد.

مانند:كرم شب تاب درهنگام شب چراغ هاي خودراروشن مي كندتاخرگوش هويج هارا پيداكندوحلزون به راحتي ازگلهاوبوته هاي نازك وظريف بالارود!

وياجاجول نظم رارعايت نمي كند.مادرباچوب كبريت دامن مي دوزد!وياآشغال ها ازكيسه ي زباله فرارمي كنند....

اين نوع ديكته،علاوه براين كه شيوه اي است براي پرورش ذوق ادبي وخلاقيّت،باعث مي شوددانش آموزان ازشنيدن ونوشتن متن آن لذّت ببرندوبخندند.اضطراب وترس فراگيران كاهش مي يابد،روابط وجوعاطفي مثبت دركلاس درس به وجود آيد وبچه ها به ديكته علاقمند شوند.

مثبت انديشي دراملا راهبردديگري است كه دراين زمينه مي تواند موثرباشد.دركلاس مادانش آموزاني وجوددارندكه دريك متن املا بيشتر كلمات را اشتباه مي نويسند.بيشترهمكاران ارجمند ، موقع تصحيح اين گونه املاهاازعباراتي همچون(عير قابل اصلاح)استفاده مي نمايند.درحاليكه مي توان باخط كشيدن دور كلمات صحيح واختصاص دادن نمره ي 10ومثبت انديشي اورادرمسيررشدقراردهيم.

البته هزاران تجربه ي ارزشمندي دراين زمينه وجوددارد كه همكاران محترم پايه ي سوم ابتدايي مي تواننداين تجارب ارزنده را دراختياردبيرخانه وسايرهمكاران قراردهند.تاانتقال تجارب سازنده صورت گيرد.

اگربه دنبال منابع خواندني براي افزايش اطلاعات ودانش حرفه اي خوددرزمينه ي املاي فارسي هستيد،مواردذيل توصيه مي گردد:

 

 

 

آموزش املابه شيوه ي  بازي ومسابقه دركلاس درس:

آموزش ازطريق بازي ،فرايندياددهي ويادگيري را سريع وآسان مي كند.پس بهتراست ،همكارن گرامي درامرتدريس ازاين شيوه ي موثر استفاده نمايند.چند نمونه ازبازي هايي راكه دربرطرف كردن ضعف املايي دانش آموزان كمك مي كنند راذيلا بررسي مي كنيم:

روش كار: دركلاس يا حياط مدرسه جدول حروف الفبا رابه شكل هاي دلخواه نقاشي مي كنيم.مثلابه شكل دايره يا مارپيچ ويا به شكل جدول معمولي.

1-   فراگيرنده راتشويق مي كنيم تاحرفي را كه روي تخته كلاس يا روي دايره ي رسم شده درحياط مي بيند، مثلاحرف(ص)پيدا كند وروي آن بايستد (تقويت حافظه ي ديداري)

2-  معلم اسم حرفي يا حروفي ازالفباراتلفظ مي كند.فراگيرنده ضمن پيداكردن آن حرف در جدول،روي آن مي ايستد(تقويت حساسيت شنوايي)

3- فراگيرنده چندحرف ازحروف الفبا راپشت سرهم مي شنود.سپس بايدبه ترتيبي كه شنيده است،روي آن حروف حركت كند.(تقويت حافظه ي  شنوايي وتوالي شنوايي)

4- يكي ازفراگيران آرام آرام روي حروف راه مي رود.دانش آموزان ديگر،اسم آن حروف را تكرار مي كنند (شناخت حروف ازطريق حافظه ي بصري)

5-  كلمات مشكل درس براي دانش آموزان ديكته مي شود.مثلادرموردكلمه ي (مخصوص) فراگيرنده روي حروف سازنده ي آن به ترتيب حركت مي كند وساير دانش آموزان صحت آنرا تاييد مي كنند.(استفاده از الگوي قضاوت عملكرد روي شاگرداني كه تاييد مي كنند ونوشتن املاي كلمات باراي فراگيرنده اي كه روي حروف كلمه حركت مي كند.)

6-  معني ومفهوم كلمات مشكل درس گفته مي شودوفراگيرنده شكل صحيح كلمه را مي نويسد. مثلا املاومعني كلمه ي وسيع راروي دايره يا جدول مشخص كنيد(معني و املاي لغات)

روش بازي ديگر دراملا:

آموزگارپس ازتدريس درس جديد بخوانيم،كلمات مشكلي راكه ازلحاظ تلفظ،حروف به هم شبه هستند،مانندL(ق-غ)،(ز-ظ-ض- ذ)،و....وياحروفي راكه هنگام نوشته شدن دراول،آخرووسط كلمه ، شكلشان تغييرمي كند،علامت مي زند ودرگروه هاي چندتايي،روي نخته مي نويسد)طبق نمونه هاي داده شده)     منت....ر    -   مري....  -  زل.....له

                                                                                س-ظ-ز-ض – ط

ب....-ار –نام..... - .....لو(انواع ه)

سپس دانش آموزاني را كه درنوشتن املا مشكل دارند،جدا مي كندوبه عنوان مسابقه ازهركدام مي خواهد،واژه هاي گروه خودرا بخوانندوحروف موردنظررادرجاي خالي بنويسد.برنده كسي است كه درزمان كم تر،كلمات درست تر بيشتري بنويسد.

نتيجه:

-         دانش آموزمي داندكه بعدازخواندن درس جديد،مسابقه وبازي اجراخواهدشد،بنابراين ضمن خواندن درس سعي مي كند بادقّت كلمات جديد را بياموزد.

-         روي كلمات داراي صداهاي شبيه به هم ،بيشتردقّت مي كند.

-         چون صداها وحروف هم مخرج، باگچ ياماژيك رنگي نوشته مي شود،تمركزدانش آموزان برآن هابيشترخواهدبود.

-         آموزش املادرمحيطي شادوبه شيوه ي بازي،دفعات تكرار غيرضروري درس راكم مي كند.

-         يادگيري ماندگارتر مي شود،چون تشويق دركاراست.

 

 دانش آموزبسیجی همیشه در صحنه

جمعه گذشته (12/8/91)دانش آموزان بسیجی کوچک ما به همراه اولیا ومربیان مدرسه در مراسم با شکوه نماز جمعه شرکت کردند وپس از آن درصفوف به هم پیوسته راهپیمایی حضور یافته وبا فریاد تکبیر ومرگ بر آمریکا یاد ونام شهدای بسیجی را زنده داشتند.آنها باری دیگر حمایت خود را از ولایت ورهبری ومیهن باشکوهمان ایران اعلام داشتند.

HJJFH