درباره واژه

«یلدا» واژه‌ایست به معنای «تولد» برگرفته از زبان سریانی که از شاخه‌های متداول زبان «آرامی» است. زبان «آرامی» یکی از زبان‌های رایج در منطقه خاورمیانه بوده‌است. برخی بر این عقیده‌اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبایی از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده‌است.

واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی ( دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.

واژه دی dey از day پهلوی و از dadhva اوستایی آمده است که به معنی خداوند و آفریدگار است و این واژه با day انگلیسی که خود از daeg و tag ژرمنی متقدم آمده است مرتبط نمی باشد.

ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میترائیسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است.

درباره واژه

«یلدا» واژه‌ایست به معنای «تولد» برگرفته از زبان سریانی که از شاخه‌های متداول زبان «آرامی» است. زبان «آرامی» یکی از زبان‌های رایج در منطقه خاورمیانه بوده‌است. برخی بر این عقیده‌اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبایی از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده‌است.

واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی ( دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.

واژه دی dey از day پهلوی و از dadhva اوستایی آمده است که به معنی خداوند و آفریدگار است و این واژه با day انگلیسی که خود از daeg و tag ژرمنی متقدم آمده است مرتبط نمی باشد.

ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میترائیسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است.

هفت کار برای هفت روزو الدین

هفت کار برای هفت روز والدین

۱-امروز با فرزندتان به آسمان نگاه كنيد از او بپرسيد ابرها شبيه چه هستند.

2-امروز براي همديگر لطيفه هاي بامزه تعريف كنيد ويك دل سير بخنديد.

3-امروز سه صفت مثبت و سه كار خوب فرزندتان را به او بگوئيد.

4- امروز فرزندتان را بغل كنيد .به چشمهايش نگاه كنيد واو را ببوسيد.

5- امروز به همراه فرزندتان به فضاي سبز برويد.طبيعت در زمستان هم زيباست.پس همت كنيد.

6- امروز به فرزندتان بگوئيد يك نقاشي از منظره اي كه ديروز ديده بكشد.پس از آن نقاشي را با دقت نگاه كنيد  و از جزئيات آنچه كشيده است از او سؤال كنيد.

7- امروز به او بگوئيد خدا راشكر ميكنم كه خداوند دختر گلي مثل تو را به من هديه داده است.

 

گزارش اردو

آثارتاریخی هویت ماایرانیان است.

 ما،درروزشنبه         مورخ25\9\1391درساعت9:15ازطرف مدرسه همراه بامعلمان پنجم وخانم مولایی به نوش- آبادرفتیم.خانم صفایی ابتدامارابه پشت بام آب- انباربرد ودررابطه باستونهایی که آنجابودتوضیح داد.بعدازآن واردشدیم تقریباً60پله پایین رفتیم و13مترپایین ترازسطح زمین بودیم وبه آب انباررسیدیم ازحفره ای داخل شدیم ودرآنجاباسقف تقریباًگردی روبه روشدیم آنجاازساروج درست شده بود.وآن هم از خاکستر،خاک رس،نوعی الیاف گیاهی به نام لویی(گل نی)وآهک درست شده بود.اگرآنجاترک می خوردبه آن مقداری تخم مرغ می زدند.آب انباردرزمان صفویه درست شده بودوقدمت آب انباربه500سال پیش می رسید.مردم درزمان های قدیم هرروزبه آنجا می آمدندوآب برمی داشتندچندماهی یک بارهم مسئولان برای تصفیه ی آب مقداری نمک وآهک به آب می زدند.بعدمابه شهرزیرزمینی اویی که قدمتی1500ساله داشت رفتیم آنجادرزمان ساسانیان درست شده بود.راه های تنگی داشت چنداتاقک کوچک هم درآنجاقرارداشت.دواتاقی که روبه روی هم بودنداتاق های خانوادگی نام داشتند.راه ورودی آنجاازخانه های مردم بود.آنها درتنوریایک جای مخفی درورودی به آنجارامی ساختندتاهرموقع که دشمن به آنهاحمله کردبتوانندسریع به آنجابروند.یکی ازدرهای مخفی هم درآنجاپیدابود.تمام امکانات ازجمله دستشویی وانبارآذوقه درآنجادیده می شد.کمی جلوترسوراخی قرارداشت.که راهنماتوضیح دادسوراخ هابرای تعویض هوای شهرک بوده است.این شهرزیرزمینی شامل3طبقه بوده این شهرراطوری طراحی کرده بودندکه در درورودی سایه های دشمن جلوتر ازخودشان می افتاد.تانگهبان متوجه ی ورود دشمن شود.مادانش آموزان ازدیدن این شهرخیلی لذت بردیم وبه هوش ایرانیان         پی بردیم

مریم پیوسته.

کاهش اضطراب دردرس ریاضی

اضطراب رياضي موجب ضعف فرآيندهاي ذهني براي‎ ‎انجام عمليات رياضي، منفي نگري و سردرگمي دانش آموزان مي‌شود. اين گروه با اجتناب‎ ‎از کلاس رياضي، ناتواني در انجام آزمون‌هاي رياضي و اضطراب و تشويش فراوان از‎ ‎يادگيري اين درس طفره مي‌روند. اين تصور که استعداد رياضي مادرزادي است يا پسرها‎ ‎نسبت به دخترها عملکرد بهتري در درس رياضي دارند، يا درس رياضي درس منطق است، نه‎ ‎درس خلاقيت، موجب عقب نشيني و مقابله برخي از دانش آموزان از يادگيري علم رياضي مي‎ ‎شود‎.



عوامل موثر در ايجاد اضطراب رياضي
‎ ‎

الف- عوامل محيطي

1ـ فشارهاي والدين:

بديهي است نقش والدين در اضطراب کودکان از درس و مدرسه بسيار موثر و غيرقابل انکار
‎ ‎است.

گروهي از پدر و مادرهايي که خود در درس رياضي ضعيف و کند بوده‌اند اين احساس و
‎نگرش خود را به فرزندشان نيز منتقل مي‌کنند يا گروهي ديگر نيز با فشارها و توقعات‎ ‎خارج از توان فرزندشان آنان را دچار ترس و اضطراب مي‌کنند.

‎شيوه‎ ‎آموزش آموزگاران:

گروهي از آموزگاران و معلمان مقطع ابتدايي بدون در نظر گرفتن
‎ ‎موقعيت ذهني- رواني دانش آموزان و ميزان استعداد‌ها و توانايي‌هاي آنان، مسائلي‎ ‎براي حل کردن طرح مي‌کنند که از عهده بيشتر شاگردان کلاس خارج است. در اين گونه ‎موارد، دانش آموزان احساس بي‌کفايتي و ناتواني مي‌کنند و نسبت به استعداد و عملکرد‎ ‎خود بدبين و وازده مي‌شوند.

‎محتواي کتاب‌هاي رياضي:

در مواردي
‎ ‎نيز محتواي کتاب و ترتيب درس‌هاي رياضي به گونه‌اي است که يادگيري مفاهيم رياضي،‎ ‎سخت جلوه مي‌کند و موجب گيجي و سردرگمي دانش آموزان مي‌شود.

در چنين مواردي اگر
‎ ‎آموزگار هم کمي درايت و تلاش از خود به خرج ندهد و آموزش را راحت‌تر نکند، موجب‏‎ ‎بيزاري دانش آموزان از درس رياضي مي‌شود، زيرا آنان احساس مي‌کنند که چيزي نمي‌‎فهمند.

‎تجارب منفي:

نمره‌هاي پايين از درس رياضي، پيش زمينه‌هاي
‎ ‎ذهني، آموزگاران جدي و سختگير، روش‌هاي تدريس اشتباه، توجه نكردن به مراحل رشد ذهني‎ ‎کودکان و آزمون‌هاي پيچيده پي درپي، همگي مي‌توانند موجب بدبيني دانش آموزان نسبت‎ ‎به درس رياضي شوند.

‎ب - شيوه‌هاي اشتباه آموزش رياضي‎ ‎

1ـ تاکيد بيش از اندازه بر به يادسپاري:

رياضي درسي است که بيش
‎ ‎از آن که به حفظ کردن نياز داشته باشد، به فهميدن و درک کردن نياز دارد. درک قوانين‎ ‎و مفاهيم رياضي موضوعي است که براي تدريس اين درس بايد در وهله نخست مدنظر باشد.

‎تاکيد بر سرعت در پاسخ گويي:

مساله حل کردن و پاسخ دادن به
‎ ‎سوالات درس رياضي نياز به درک مساله و پرسش آموزگار دارد. پس با فشار آوردن بر دانش‎ ‎آموزان که سريع پاسخ دهيد، نمي‌توان مشکلي را حل کرد.

در اين گونه موارد، دانش
‎ ‎آموزي که قدري کندتر از ديگران عمل مي‌کند، احساس بي‌كفايتي و ضعف مي‌کند و از‎ ‎يادگيري و درک مساله عاجز مي‌ماند.

در مواردي پيش مي‌آيد که آموزگاري از اين که
‎ ‎درسي را چند بار تکرار کند و دانش آموزان متوجه نشوند، دچار ناکامي و سرخوردگي مي‎شود. اما اگر همين آموزگار روش خود را تغيير دهد و آهسته‌تر مفاهيم رياضي را براي‎ ‎دانش آموزان جا بيندازد، به طور حتم نتيجه بهتري خواهد گرفت.

3-
‎يکنواختي و ابتکار نداشتن آموزگاران در شيوه تدريس:

اغلب دانش آموزان دوست دارند مساله
‎ ‎ها و پرسش‌هاي متنوع و لذت بخش را پاسخ دهند. براي مثال، آموزگار مي‌تواند براي به‎ ‎فکر واداشتن دانش آموزان، آنها را در شرايط عيني روزمره زندگي قرار دهد و انتظار‎ ‎داشته باشد که آن مساله را حل کنند. فروشگاهي خيالي با مجموعه‌اي از جنس‌ها با قيمت‎هاي مختلف و تجسم صحنه خريد و فروش کالا براي کودکان ابتدايي بسيار ملموس، عيني و‎ ‎قابل درک‌تر است تا مثالي دور از ذهن، که کودک هيچ تصوري درباره آن در ذهن ندارد‎. ‎

دانش آموزان ابتدايي (به ويژه دخترها) نياز به هرچه عيني‌تر کردن مسائل دارند.

آنها
‎به دليل رشد ذهني شان هنوز قادر به درک مسائل انتزاعي نـيسـتند، بـراي درک مسالـه و‎ ‎آسـان سازي آن بايد از روش‌هاي ملموس استفاده کرد.

‎نداشتن درك درست از کاربرد رياضي در زندگي:

بديهي است اگر دانش آموزان موارد استفاده از
‎ ‎رياضي را در زندگي روزمره بشناسند و به کار بندند، علاقه بيشتري نسبت به يادگيري‎ ‎اين درس از خود نشان خواهند داد.

پ - عوامل فردي
‎ ‎

1ـ کاهش اعتماد به نفس:

تسلط نداشتن بر انجام چهار عمل اصلي و
‎ ‎اوليه رياضي، درک مساله و راه حل آن موجب کاهش اعتماد به نفس دانش آموز در يادگيري‎ ‎درس رياضي مي‌شود و اين چرخه ضعيف (ندانستن، بي‌علاقگي و بيزاري از درس رياضي) موجب ‎دوري گزيدن از کليه درس‌هاي مرتبط با رياضي «هندسه، ترسيم، جبر، مثلثات و غيره) در ‎آينده مي‌شود.

‎ا حساس ضعف و کمبود:

اغلب دانش آموزاني که به درس
‎ ‎رياضي علاقه ندارند، از اشتباه کردن پاي تخته سياه مي‌هراسند. آنها تصور مي‌کنند‎ ‎اگر نتوانند پاسخ سوالي را درست جواب دهند، مورد تمسخر و خنده هم کلاسي‌هايشان قرار‎ ‎مي‌گيرند.

در حالي که آموزگار وظيفه دارد با اتخاذ روش‌هاي گوناگون مانع بروز اين
‎ ‎گونه صحنه‌ها شود‏.

‎تشويق دخترها به يادگيري رياضي:

گروهي از
‎ ‎والدين تصور مي‌کنند که دخترهايشان نيازي به يادگيري عميق رياضي ندارند. همان قدر‎ ‎که بتوانند در اين درس نمره قبولي بياورند، کافي است. در حالي که امروزه تمامي رشته‎هاي درسي به نوعي با رياضي، برنامه نويسي، حل مساله، تفکر انتزاعي و شيوه استدلال‎ ‎کردن سر و کار دارند.

پس بهتر است دخترها نيز همچون پسرها به يادگيري علم رياضي
‎ ‎تشويق شوند تا امکان دسترسي به رشته‌هاي گوناگون را داشته باشند.

‎اضطراب رياضي ونقش آموزگاران‎ ‎

بديهي است
‎ ‎رفتارهاي پنهان و آشکار (کلامي و غيرکلامي) آموزگار در بروز اضطراب دانش آموزان از‎ ‎درس رياضي تاثير زيادي دارد. زماني که آموزگار ناخودآگاه اخم مي‌کند يا با جملاتي‎ ‎توهين‌آميز و ترشرويي موجب کاهش اعتماد به نفس شاگرد مي‌شود، او را از دستيابي به‎ ‎جواب نهايي پرسش يا مساله بازمي دارد‏.

‎در مواردي نيز، اضطراب از‎ ‎آموزش صحيح درس رياضي به دانش آموزان موجب ضعف شيوه‌هاي تدريس آموزگار مي‌شود و‎ ‎ريشه‌هاي اضطراب را در دانش آموزان به وجود مي‌آورد. گروهي از آموزگاران نيز تصور‎ ‎مي کنند رياضي مقطع ابتدايي به قدري ساده است که تمامي دانش آموزان بايد آن را ‎بفهمند. در حالي که اگر با مراحل رشد ذهني کودکان آشنا باشند، اين انتظار بي‌مورد‎ ‎را از آنها نخواهند داشت. شناخت اعداد، عددنويسي، درک بزرگ‌تر و کوچک تر، فهم عمل‎ ‎جمع و تفريق و درک مفهوم ضرب و تقسيم نخستين گام‌هاي آموزش رياضي است. در کنار آموزش‎ ‎اين مفاهيم، آموزگار بايد درک مساله، شيوه طرح مساله، قابل فهم بودن مساله، درک راه‎ ‎حل مساله و بيان شيوه حل مساله را نيز به دانش آموزان بياموزد. هرچه مساله براي ‎دانش آموزان قابل فهم‌تر و ملموس‌تر باشد، يافتن راه حل مساله نيز براي آنان راحت‎‎تر خواهد بود. هرچه آموزگار از مثال‌ها، تمرين‌ها و راهکارهاي عيني‌تر استفاده کند، ‎شاگردان رياضي را شيرين‌تر، آسان‌تر و عملي‌تر خواهند يافت. آموزگاران بايد به اين‎ ‎نکته توجه داشته باشند که شاگردان ابتدايي هنوز نمي‌دانند چطور بايد رياضي را ياد‎ ‎بگيرند.

به آنها ياد مي‌دهند که عمليات جمع و تفريق را حفظ کنند، در حالي که هنوز
‎ ‎مفاهيم زيربنايي (استدلال کردن) را نياموخته‌اند. آنها براي هرچه آسان‌تر کردن‎ ‎آموزش رياضي به دانش آموزان بايد سعي کنند شيوه‌ها و روش‌هاي تدريس را متناسب با‎ ‎نيازهاي دانش آموزان کلاس خود تغيير دهند. آنها بايد ابتدا:

1ـ نسبت
‎ ‎به رياضي نگرش و ديدي مثبت و سازنده در خود و شاگردانشان ايجاد کنند. آموزگار بايد‎ ‎بپذيرد که وظيفه خطير آموزش امري ساده و راحت نيست. کودکاني که تا چند سال پيش هيچ‎ ‎انتظاري از آنها نمي‌رفت، به تـــدريج گام در مسير يادگيري و آموزش گذاشته‌اند.

پيشرفت
‎ ‎آنها مرحله به مرحله است. آنها ابتدا مفاهيم اوليه را بايد ياد بگيرند. درک مساله‎ ‎رياضي نياز به تفکر دارد. اگر دانش آموزي در يکي از اين مراحل دچار ضعف و کاستي‎ ‎باشد، گام‌هاي بعدي را با دردسر پشت سر خواهد گذاشت.

چه بسا آنچه را که در طول سال
‎‎هاي ابتدايي خوب نياموخته است، تا سال‌هاي جواني و بزرگسالي نيز نتواند خوب بفهمد‎.‎

در نظر داشته باشيد، باورهاي آموزگاران درباره درس رياضي تاثير شگرفي بر عقايد دانش
‎ ‎آموزان مي‌گذارد. اگر معلمي از تدريس رياضي احساس فشار و ناراحتي کند، موجب انتقال‎ ‎اين احساس به دانش آموزانش مي‌شود. اگر هدف آموزگار کاهش استرس دانش آموزان است،‎ ‎نبايد بگويد سريع جواب بده./ خيلي آسان است./ رياضي خيلي مهم است./ مسائل را به‎ ‎تنهايي حل کن. / نه، اشتباه کردي.

‎در عوض بايد‎ ‎بگويد:

اگر عجله کني، حتماً اشتباه مي‌کني./ اگر سعي کني تمامي
‎مساله را ذهني حل کني، ممکن است اشتباه کني./سعي کن گام به گام مساله را حل کني‎.‎

اين کار باعث مي‌شود که مساله را خوب بفهمي و راه حل‌هاي آن را درست حدس بزني./
‎زماني که مساله را نوشتي، يک بار آن را توضيح بده.

‎آموزگاران بايد‎ ‎بپذيرند:

‎الف- دانش آموزان با يکديگر تفاوت دارند.

‎ب- هر دانش آموزي شيوه واحدي براي فکر دارد. حل يک مساله ممکن است‎ ‎روش‌هاي مختلفي داشته باشد. پس بهتر است به هر دانش آموزي اجازه دهند که با شيوه ‎خودش مساله را حل کند.

‎ج- هيچ گاه دانش آموزان را با يکديگر مقايسه‎ ‎نکنند‎.‎

2- دانش آموزان را با درس توجيه کند. آموزگار ابتدايي بايد
‎ ‎سعي کند فلسفه ساده‌اي از رياضي را براي دانش آموزانش توضيح دهد. گفت وگو و واضح‎ ‎سازي عمليات رياضي، امکان پرس وجو‌هاي کلاسي، اشکال‌گيري، ارائه تمرين‌هاي ساده به‎ ‎پيچيده، گوشزد کردن قوانين رياضي به دانش آموزان از جمله نکاتي است که معلم درس‏‎ ‎رياضي بايد به آنها توجه داشته باشد.

‎انجام آزمون‌هاي کوتاه و‎ ‎متنوع مي‌تواند از اضطراب رياضي دانش آموزان بکاهد. تست‌هاي ساده رياضي، حل مسائل‎ ‎آسان رياضي، موفقيت‌هاي پي درپي در آزمون‌هاي رياضي و پيشرفت گام به گام در درس‏‎ ‎رياضي موجب تقويت اعتماد به نفس دانش آموزان در يادگيري علم رياضي مي‌شود. پرسش‌هاي‎ ‎ساده‌اي که آموزگار مطمئن است دانش آموزان پاسخ‌هاي آنها را مي‌دانند، آزمون‌هاي ‎هفتگي که از بين درس‌هاي هفته انتخاب شده است و تمرين‌هاي مکرري که صرفاً براي‎ ‎يادآوري درس‌هاي قبلي آورده مي‌شود، نيز موجب حضور ذهن دانش آموزان در کلاس مي‌شود.

4-
‎مثـبت نـگـري را بـه دانــش آموزان بياموزيد

با پايان هر سال تحصيلي
‎ ‎دانش آموزان يک سري تجارب و خاطرات خوشايند و ناخوشايند را با خود به سال تحصيلي‎ ‎جديد مي‌آورند.

آموزگار درس رياضي بايد سعي کند تجارب منفي و ناخوشايندي را که
‎ ‎گروهي از دانش آموزان در خصوص درس رياضي در ذهن دارند، فراموش کند و زمينه‌اي مثبت‎ ‎به آنها بدهد.

کاهش اضطراب رياضي از طريق رفع اشکال و بازگشت به مفاهيم اوليه، به
‎ ‎کار بستن شيوه‌هاي جديد آموزش، ايجاد فضايي شاد و پرانرژي، پذيرش اشتباه و خطاي‎ ‎شاگردان، تشويق به پرسش‌هاي کلاسي و درک اشکالات دانش آموزان از جمله نکاتي است که‎ ‎آموزگاران براي کاهش اضطراب رياضي در ميان شاگردانشان مي‌توانند به کار بندند.

احساس
‎ ‎خجالت و شرمساري، احساس مشترکي است که اغلب دانش آموزاني که نمي‌توانند پاسخ‌هاي ‎صحيح مسائل رياضي را بنويسند، بدان دچار مي‌شوند.

آموزگاران بايد آگاه باشند فرصتي
‎ ‎که براي حل مساله به دانش آموزان مي‌دهند، متناسب با سختي و پيچيدگي مساله باشد‎.‎

آموزگاراني که انتظار دارند دانش آموزان همواره جواب صحيح را به دست آورند، آنها را
‎دچار اضطراب و نگراني مي‌کنند و موجب شرمساري آنها جلوي دوستان و هم کلاسي‌هايشان‎ ‎مي شوند.

همين امر موجب مي‌شود که اين گروه از دانش آموزان از مطرح کردن پرسش‌هاي
‎ ‎خود سر کلاس اجتناب ورزند.

‎با خوش رويي و روحيه‌اي شاد تدريس‎ ‎رياضي را آغاز کنيد. آموزگاراني که عصباني، خسته و پرخاشگرند و با کج خلقي به دانش ‎آموزان درس مي‌دهند، جوي منفي و ناخوشايند در کلاس حاکم مي‌کنند کـه موجـب تـرس و‎ ‎دلـهــره دانـش آموزان مي‌شود‎.‎

 

شروع کلاس های تقویتی درآموزشگاه

مقررشدتاکلاس های تقویتی در روزهای شنبه هرهفته ازساعت ۳۰/۱۵الی۱۷درآموزشگاه تشکیل شود

تظاهرات مردم قبل ازانقلاب

زنگ پژوهش درمدرسه

مهارت هاي مورد نياز دانش آموزان براي پژوهش در کلاس درس

مهارت هاي مورد نياز دانش آموزان براي پژوهش در کلاس درس


به واسطه ي آگاه شدن از قسمت هايي که يک کل را مي سازند؛ معلم مي تواند به دانش آموزان کمک کند تا مهارت هاي لازم براي طراحي و اجراي موفقيت آميز پژوهش را بياموزند. اگر چه، مي توان فرايند پژوهش را به شکل هاي متفاوتي ارائه کرد، اما با مطالعه ي اين مقاله مي توانيد به درک جديدي از مهارت هاي مورد نياز دانش آموزان براي پژوهش درکلاس درس دست يابيد.

 

تصور کنيد دانش آموزان پايه ي اول ابتدايي، در اين باره که سيب زميني چگونه رشد مي کند، کنجکاو شده اند. آن ها با دقت زيادي به سيب زميني هايي که در دست دارند، نگاه مي کنند. يکي از اولين مواردي که توجهشان را جلب مي کند، اين است که سيب زميني ها جوانه دارند، و از اين موضوع تعجب مي کنند؛ و اين سؤال برايشان مطرح مي شود که کار جوانه ها چيست؟ در اين هنگام، معلم به دانش آموزان کمک مي کند تا مشاهده هايشان را بازگو و سؤال هايشان را مطرح کنند.

مهارت هاي مورد نياز دانش آموزان براي پژوهش در کلاس درس

يکي ديگر از موضوع هاي مورد توجه آن ها در اين زمينه، اين است که سيب زميني ها در زير زمين رشد مي کنند. از خودشان مي پرسند، آيا سيب زميني ها هم دانه دارند و اگر دانه دارند، چه شکلي است؟

معلم به دانش آموزان کلاس درسش کمک مي کند تا فهرستي از سؤال هايشان تهيه کنند. سؤال هاي آنان به اين شرح است:

 

- جوانه چيست؟

- چگونه مي توان گياهان را بدون کاشتن دانه ي آن ها تکثير کرد؟

- آيا جوانه ها چيزي دارند که سيب زميني جديدي را به وجود مي آورند؟

-آيا براي به دست آوردن محصول سيب زميني، بايد همه يک سيب زميني را بکاريم يا فقط بخشي از آن را ؟

 

به اين ترتيب، براي جواب دادن به اين سؤال ها، معلم به دانش آموزان پيشنهاد مي کند که در اين زمينه تحقيق کنند. بنابراين، آن ها را بر پايه ي سؤال ها و مشاهدات مشترکشان، به گروه هاي دو يا سه نفري تقسيم مي کند.

 

سپس از دانش آموزان هر گروه مي خواهد طرحي را تهيه کنند که شامل فهرستي از مواد مورد نياز و روش کاشت سيب زميني ها در خاک (تمام سيب زميني، نصف سيب زميني، بخشي همراه با جوانه يا بدون جوانه و ... ) باشد. دانش آموزي که درباره ي دانه ها کنجکاو بود، قصد دارد در طرحي که تهيه مي کند، دانه ها را بررسي کند؛ زيرا خودش در کلاس درس فهميده است که در اين زمينه کتابي وجود دارد که از نظريه اش مبني بر اين که سيب زميني، هم گل و هم دانه دارد، حمايت مي کند. معلم به او پيشنهاد مي کند که بعد از انجام اين آزمايش ها، تحقيق خودش را انجام دهد.

مهارت هاي مورد نياز دانش آموزان براي پژوهش در کلاس درس

معلم از گروه ها مي خواهد، سيب زميني ها را مطابق با طرحي که تهيه کرده اند بکارند. هنگامي که گياه شروع به جوانه زدن مي کند، دانش آموازن آن ها را از ريشه در مي آورند تا مورد مشاهده قرار دهند. آن ها مشاهده مي کنند، برخي از سيب زميني هايي که کاشته اند، ريشه زده اندو برخي رشد کرده اند. دانش آموزان ريشه هايي را مي بينند که سيب زميني هاي کوچک جديدي به آن ها وصل هستند.

 

در اين هنگام، دانش آموزان سؤال هاي بيشتري را مطرح مي کنند و دوباره معلم به همان روش قبلي، آن ها را مرتب مي کند:

 

- چه قدر طول مي کشد تا يک سيب زميني رشد کند؟

- از هر بوته، چند سيب زميني به دست مي آيد؟

- آيا مي توان از سيب زميني هاي کوچک جديد، براي رشد بوته هاي ديگر سيب زميني استفاده کرد؟

- چه بخشي از سيب زميني کوچک جديد بايد براي رشد بوته هاي ديگر سيب زميني کاشته شود؟

هفته پژوهش مبارک

پژوهش یا تحقیق یک روند کوشمندانه، هوشیارانه و سامانمند برای یافت، بازگویی و بازنگری پدیده‌ها، رخدادها، رفتارها و انگاشته ها است. پژوهش همچنین برای استفاده از پدیده‌های موجود برای دست یافتن به راهکارهای عملی و فناوری‌ها به‌کار می‌رود. به طور معمول پژوهشگر نتایج پژوهش خود را در مجله‌های علمی ارائه می‌دهد. پژوهش در دو بعد «یافت پرسش پژوهش» و دیگر «پاسخ دادن به آن» می‌باشد.

نواع پژوهش

پژوهش پایه (بنیادی) و پژوهش کاربردی

پژوهش پایه‌ای می‌تواند زمینهٔ «پژوهش کاربردی» را فراهم آورد، اما در وهلهٔ اول متوجه کاربرد آن در زندگی انسان‌ها نیست. در حالی که پژوهش‌های کاربردی دارای جنبهٔ عملی و مستقیما متوجه حل مشکلات جامعه و بشریت می‌باشند. در ضرورت انجام این دو دسته از مطالعات شکی نیست. به عنوان مثال تصمیم گیرندگان سیاسی هر کشور به جهت کسب توانایی در ادارهٔ عملی جامعه، نیازمند پژوهش‌های کاربردی می‌باشند و این دسته از پژوهش‌ها خود متکی بر پژوهش‌های پایه‌ای هستند


اینگونه نگاه کنید....


اینگونه نگاه کنید ...

مرد را به عقلش نه به ثروتش .
زن را به وفایش نه به جمالش .

دوست را به محبتش نه به کلامش .
عاشق را به صبرش نه به ادعایش .

مال را به برکتش نه به مقدارش .
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش .

اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش .
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش .

درس را به استادش نه به سختیش .
دانشمند را به علمش نه به مدرکش .

مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش .
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش .

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش .
دل را به پاکیش نه به صاحبش .

جسم را به سلامتش نه به لاغریش .
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ

وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.